زمینه گرایی در مقابل متن گرایی؛ نگاهی به روش اجتهاد آیت الله شبیری زنجانی

به قلم سید صادق حقیقت استاد دانشگاه از نظر روش شناسانه، متن گرایی (textualism) در مقابل زمینه گرایی (contextualism) تعریف می شود. در روش اول، فرض اولیه آن است که متن به وسیله متن تفسیر می شود. براساس روش دوم، متن الزاماً باید در درون زمینه های سیاسی و اجتماعی تفسیر شود. متفکرانی همچون کوئنتین اسکینر سعی کرده اند بین این دو روش پل بزنند و به روش سومی دست یابند. روش اجتهاد حوزوی به متن گرایی شبیه تر از زمینه گرایی است، هرچند به مسائلی همانند شأن نزول نیز توجه می شود.

به قلم سید صادق حقیقت استاد دانشگاه

از نظر روش شناسانه، متن گرایی (textualism) در مقابل زمینه گرایی (contextualism) تعریف می شود. در روش اول، فرض اولیه آن است که متن به وسیله متن تفسیر می شود. براساس روش دوم، متن الزاماً باید در درون زمینه های سیاسی و اجتماعی تفسیر شود. متفکرانی همچون کوئنتین اسکینر سعی کرده اند بین این دو روش پل بزنند و به روش سومی دست یابند.

روش اجتهاد حوزوی به متن گرایی شبیه تر از زمینه گرایی است، هرچند به مسائلی همانند شأن نزول نیز توجه می شود. به طور مثال، در توقیع شریف به این مسئله کمتر توجه شده که زمینه آن عدم امکان تشکیل حکومت (حتی توسط معصوم) است و بنابراین نمی توان برای ضرورت تشکیل حکومت به آن استناد کرد.

آیت الله العظمی شبیری و آیت الله العظمی بروجردی نسبت به دیگر فقها به زمینه های تاریخی و اجتماعی توجه بیشتری داشته اند، با این تفاوت که آیت الله العظمی شبیری با تسلط بی نظیری که در علم رجال داشتند، به تحلیل تاریخی روایات می پرداختند و آیت الله بروجردی که فقه شیعه را حاشیه ای بر فقه اهل سنت می دانستند، به تحلیل تاریخی روایات نیاز پیدا می کردند. با این وجود، شاید بتوان گفت اجتهاد حوزوی هنوز با جهات مثبت متن گرایی و زمینه گرایی مصطلح و همچنین با روش هایی که بین آنها جمع کرده اند، فاصله داشته باشد. به نظر می رسد توجه بیشتر به کارآمدی های روشهای زمینه گرایانه و همروی متن گرایی و زمینه گرایی، می تواند اجتهاد شیعی را تعمیق بخشد.

انتهای پیام

نظرات

captcha